شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

69

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

آن ، حركت در جهت عكس نور و روشنائى است . ( 1 ) بحران اين جبهه‌بندى و جهت‌گيرى كه يك ربع قرن روى آن فعاليت شده بود ، در دوران حكومت على عليه السلام - يعنى پيش از روزگار بيعت با حسن بن على - خلاصه مىشد . حسن ، فرزنددار شد على و وليعهد وى و شريك غم و شادى و خوشى و ناخوشى او بود ؛ درد او را احساس مىكرد و از رنج او ، رنج ميبرد ؛ با دنيائى كه پدرش را احاطه كرده بود - : قوم و عشيره ؛ عامه‌ى ملت ؛ دشمنان و مخالفان - بطور كامل آشنائى و ارتباط داشت ؛ از آنچه در پيرامونش مىگذشت اندوهى نهانى و بزرگ داشت و در اين اندوه ، برادرش حسين نيز با او شريك بود همچنانكه در برادرى . . و همين رنج و اندوه نهان پسران پيغمبر ، نمايشگر نحوه‌ى رفتار امت با عترت آن حضرت و نمونه‌ئى از پاسخ آنان به اين گفته‌ى رسول خدا بوده كه : « بنگريد تا پس از من چگونه جانب مرا در مورد عترتم نگاه خواهيد داشت » . ( 2 ) ليكن حسن بن على اگر از سوئى با ديدن اوضاع ناگوار محيط ، چنان رنج جانكاهى در دل داشت ، از سوى ديگر مشاهده‌ى ياران ارزنده‌ى پدرش كه نمودار كامل دليرى و مردانگى و فداكارى و اخلاص بودند و بىهيچ طمعى يا شائبه‌ى هوا و هوسى ، در راه خدا جانبازى ميكردند ، روزنه‌ى اميدى در دلش مىگشود . در ميان اين گروه ، فرماندهان نظامى ؛ خطباى زبر دست ؛ فقهاء و قاريان قرآن و برگزيدگانى بازمانده‌ى بانيان اسلام ، ديده مىشدند و به حق ، گروهى بودند كه امير المؤمنين در جنگ و صلح به آنان اتكاء داشت